مورد داشتیم دختره رفته پمپ بنزین یارو بهش گفته آزاد یا دولتی؟
دختره گفته پیام نور (nerd)
دونفر سکته کردن(laugh)
یک نفر غش کرده(teeth)
دولتم سهمیه بنزین  جایگاهو قطع کرده.....
+ نوشته شده توسط mehdi در سه شنبه 1393/05/21 و ساعت 3:21 |
خداوندا من از آن نمیترسم که ساعتها بگذرند ، من از آن میترسم که یک لحظه بی یاد تو بگذرد

+ نوشته شده توسط mehdi در دوشنبه 1393/04/09 و ساعت 19:55 |
دستهایت را که باز کنی سقوط میکنم...

من به هیچ جا بند نیستم

+ نوشته شده توسط mehdi در پنجشنبه 1393/03/29 و ساعت 19:49 |
فردا و فردا و فردا، 

می خزد با گام های‌‌ کوچک از روزی به روزی تا که بسپارد به پایان رشته ی طومار هر دوران.

 و دیروزان و دیروزان کجا بوده است ما دیوانگان را جز نشانی از غباراندوده راه مرگ.

فرو میروی، آی، ای شمعک، فرو میروی، آی، که نباشد زندگانی هیچ الا سایه ای لغزان و بازی های بازی پیشه ای نادان که بازد چندگاهی پرخروش و جوش نقشی اندرین میدان و آنگه هیچ. 

زندگی افسانه ای ست کز لب شوریده مغزی گفته آید سر به سر خشم و خروش و غرش و غوغا، لیک بی معنا.

+ نوشته شده توسط mehdi در شنبه 1393/02/20 و ساعت 13:8 |
کرایه تاکسی با نیویورک و قیمت بنزین با لندن و اجاره خونه با پاریس مقایسه میشه،
ولی حقوق و درآمد با گینه بیسائو و کیفیت زندگی با بورکینافاسو!

+ نوشته شده توسط mehdi در دوشنبه 1393/02/15 و ساعت 10:17 |
دختر میشناسم خواستگار میخواد براش بیاد فیسبوکشو دی اکتیو میکنه وقتی میره دوباره اکتیو میکنه ! یه چیز تو مایه های توقف غنی سازی اورانیوم ایران در برابر بازرسین آژانس !

+ نوشته شده توسط mehdi در دوشنبه 1393/02/08 و ساعت 10:12 |
پنجره را باز میکنم
طلوع را میبینم و غروب را فراموش میکنم
از اینکه در قلبم هستی و عشق منی افتخار میکنم
روزت مبارک مادرم...

+ نوشته شده توسط mehdi در یکشنبه 1393/01/31 و ساعت 13:29 |

دقت كردین؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
آفرین! این نشون میده دقت كردین! دقت خیلی چیزخوبیه،دقت كنین،دقت! :))))


+ نوشته شده توسط mehdi در یکشنبه 1393/01/24 و ساعت 13:29 |
یکی از سختیایی که بعدازعید داریم 
خرج کردن عیدی هایی که گرفتیم 
لامصب اینقدر تا نخوردن همه میفهمن عیدی گرفتیم
مسئولین کجان 
+ نوشته شده توسط mehdi در دوشنبه 1393/01/18 و ساعت 10:20 |
باز کن پنجرهها را که نسیم
روز میلاد اقاقی ها را
جشن میگیرد
و بهار
روی هر شاخه کنار هر برگ
شمع روشن کرده است
همه چلچله ها
برگشتند
و طراوت را فریاد زدند
کوچه یکپارچه آواز شده است
و درخت گیلاس
هدیه جشن اقاقی ها را
گل به دامن کرده ست
باز کن پنجره ها را ای دوست
هیچ یادت هست
که زمین را عطشی وحشی سوخت
برگ ها پژمردند
تشنگی با جگر خاک چه کرد
هیچ یادت هست
توی
تاریکی شب های بلند
سیلی سرما با تاک چه کرد
با سرو سینه گلهای سپید
نیمه شب باد غضبناک چهکرد
هیچ یادت هست
حالیا معجزه باران را باور کن
و سخاوت را در چشم چمنزار ببین
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچه تنگ
 با همین دست تهی
روز میلاد اقاقی ها را
جشن میگیرد
خاک جان یافته است
 تو چرا سنگ شدی
تو چرا اینهمه دلتاگ شدی
باز کن پنجره ها را
و بهاران را
باور کن
 
 

+ نوشته شده توسط mehdi در شنبه 1393/01/16 و ساعت 14:5 |
یکی از آپشن های عطر مشهدی اینه که برای از بین بردن بوش باید اون قسمت از بدن رو قطع کنی !

+ نوشته شده توسط mehdi در یکشنبه 1392/12/18 و ساعت 13:20 |
بیا قرار بگذاریم هر چند شنبه
در خوابی خیالی
جایی
یک دل سیر هم را ببینیم

+ نوشته شده توسط mehdi در یکشنبه 1392/11/06 و ساعت 14:1 |
اگر روزی رسیدی که من نبودم ، تمام وصیتم به تو این است
“خوب بمان” از آن خوب هایی که من عاشقش بودم

+ نوشته شده توسط mehdi در سه شنبه 1392/10/24 و ساعت 12:54 |

حالا دیدار ما به نمی‌دانمان کجای فراموشی
دیدار ما اصلاً به همان حوالی هر چه باد آباد
دیدار ما و دیدار دیگرانی که ما را ندیده‌اند
پس با هر کسی از کسان من از این ترانه محرمانه سخن مگوی
نمی‌خواهم آزردگان ساده بی‌شام و بی‌چراغ
از اندوه اوقات ما با خبر شوند
قرار ما از همان ابتدای علاقه پیدا بود
قرار ما به سینه سپردن دریا و ترانه تشنگی نبود
پس بی‌جهت بهانه میاور
که راه دور و
خانه ما یکی مانده به آخر دنیاست
نه
دیگر فراقی نیست
حالا بگذار باد بیاید
بگذار از قرائت محرمانه نامه‌ها و رؤیاهامان شاعر شویم
دیدار ما و دیدار دیگرانی که ما را ندیده‌اند
دیدار ما به همان ساعت معلومِ دلنشین
تا دیگر آدمی از یک وداع ساده نگرید
تا چراغ و شب و اشاره بدانند که دیگر ملالی نیست
حالا می‌دانم سلام مرا به اهل هوای همیشه عصمت
خواهی رساند , یادت نرود گُلم
به جای من از صمیم همین زندگی
سرا روی چشم به راه ماندگان مرا ببوس
دیگر سفارشی نیست
تنهاجان تو و جان پرندگان پر بسته ای که بهمن ماه
به ایوان خانه می آیند

+ نوشته شده توسط mehdi در شنبه 1392/09/16 و ساعت 20:53 |
كاغـذ كادو شده 3هزار تومن. 
يعنـي آدم مي‌خواد كادو بده، يه دونه كاغذ كادو بده كفايت مي‌كنه. حالا اگه طرف خيلي عزيز بود دو تا بديم.
حالا اگـه مي‌خوايم حماسه درست كنيم با كادومون، كاغذ كادو رو مي‌ذاريم تو پاكت هديه كه خودش 10هزار تومنـه.
كـادو بگيرن درِ اين اقتـصـاد رو!
+ نوشته شده توسط mehdi در شنبه 1392/01/31 و ساعت 22:29 |

طـرف مامانـش بهش گفته الهی قربون قد و بالات برم

بعـد اومده تو پـروفایلـش زده Model :))

+ نوشته شده توسط mehdi در جمعه 1392/01/30 و ساعت 19:50 |

دختـری که مسخره بازی درمیاری نیگات می کنه
و چـشمهاش برق می زنه و زیر لب می گه عزیزم...!!
دختـری که شال بد رنگ رو که براش خریدی سر میکنه
و میاد به دیدنت...!!
دختـری که وقتی قدم می زنید و یه پسر خوش تیپ ترمی بینه،
خودش رو بیشتر می چسبونه بهت...!!
دختـری که وقتی از همه شاکی هستی و داد می زنی ،
هیچی نمی گه، فقط آروم دستتو می گیره...!!
دختـری که روز زن براش یه شاخه گل می خری ،
با به لبخند غمگین می گه مهم خودتی...!!
همچین دختـری اصلا هست عایا؟ :))))



+ نوشته شده توسط mehdi در چهارشنبه 1392/01/28 و ساعت 21:30 |
ﺩﺧﺘـﺮ : ﺧﻔﻪ ﺷﻮ ﺑﻲ ﺷﻌﻮﺭ ﺩﻳﮕﻪ ﺑﺎﻣﻦ ﺣﺮﻑ ﻧﺰﻥ
ﭘﺴـﺮ : ﭼﺮﺍ ﻣﻦ ﻛﻪ ﻛﺎﺭﻱ ﻧﻜﺮﺩﻡ |:
ﺩﺧﺘـﺮ : ﺍﻭﻥ ﺩﺧـﺪﺭﻩ ﻛﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﺭﺩ ﻣﻴﺸﺪ ﺧﻴﻠﻲ ﺟﺬﺍﺏ ﺑﻮﺩ
ﻧﻪ؟
ﭘﺴـﺮ : ﻣﻦ ﺍﺻﻦ ﻧﮕﺎﺵ ﻧﻜﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺟﻮﻥ ﺗﻮ ...
ﺩﺧﺘـﺮ : ﺍﺯ ﺍﻳﻨﺎ ﺧﻮﺷﺖ ﻣﻴﺎﺩ ﭼﺮﺍ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﺪﻱ؟
ﺧﻮﺷﮕﻞ ﺑﻮﺩ ﻧﻪ؟ ...
... ﭘﺴـﺮ : ﻧﻪ ﺑﺎﺑﺎ ﺧﻴﻠﻲ ﻫﻢ ﻣﻌﻤﻮﻟﻲ ﺑﻮﺩ، ﻗﺪﻩ ﻣﺘﻮﺳﻂ,
ﻫﻴـﻜﻞ ﺍﺳﺘﺨﻮﻧﻲ ، ﺭﻭﮊﻩ ﻟﺒﻪ ﺻﻮﺭﺗﻲ ، ﺭﻧﮕﻪ ﻧﺎﺧﻮﻧﺎﺷﻢ ﻛﻪ
ﺑﻨﻔﺶ ﺑﻮﺩ ، ﺑﺎ ﻣﺎﻧﺘﻮﺋﻪ ﺯﺭﺩ ، ﺷﺒﻴﻪ ﺭﻧﮕﻴﻦ ﻛﻤﻮﻥ ﺑﻮﺩ ...
ﺩﺧﺘـﺮ : ﻓﻘﻂ ﺳﺎﻳﺰﻩ ﺳـﻮﺗﻴﻨﺸـــﻮ ﻓﻚ ﻛﻨﻢ ﻧﻤﻲ ﺩﻭﻧﻲ ..
.ﺑﺮﻭ ﺩﻳﮕﻪ ﺳﻤﺘﻪ ﻣﻦ ﻧﻴﺎ ﻋﻮﺿﻲ ...
ﭘﺴـﺮ : ﺍﻱ ﺑﺎﺑﺎ ﻣﻦ ﻛﻪ ... ﻣﻦ ﻋﺎﺧﻪ !!... ﺭﺍﺳﺘﻲ ﭼﻘﺪﺭ
ﻻﻏﺮ ﺷﺪﻱ ...
ﺩﺧﺘـﺮ : ﻭﺍﻗﻌﻦ ﻋﺰﻳﺰﻡ؟
ﭘﺴـﺮ : ﺧﻴﻠﻲ ﻫﻢ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﺷﺪﻱ ...
ﺩﺧﺘـﺮ : ﺁﺭﻩ ﻫﻤﻪ ﻣﻲ ﮔﻦ ﻋﺰﻳﺰﻡ ....
ﭘﺴـﺮ : ﺑﺒﺨﺸﻴﺪ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﺩﺧﺪﺭﻩ ﻧﮕﺎﻩ ﻛﺮﺩﻡ
ﺩﺧﺘـﺮ : ﻗﺮﺑﻮﻧﺖ ﺑﺮﻡ ﺍﻟﻬﻲ، ﻣﻦ ﺑﻬﺖ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩﺩﺍﺭﻡ ....
ﺭﺍﺳﺖ ﮔﻔﺘﻲ ﻻﻏﺮﺷﺪﻡ؟
" ﺳﺘــﺎﺩ ﻣﺒــــﺎﺭﺯﻩ ﺑﺎ ﺑﺤـﺮﺍﻥ ﻫﺎﯼ ﯾﻬﻮﯾﯽ"
+ نوشته شده توسط mehdi در سه شنبه 1392/01/27 و ساعت 21:9 |
بـه یه بنده خدایی ﮔﻔﺘﻢ :
تو روابـط خـاک بر سری مرد بیشتر حـال می کنه یا زن؟

میگه:

وقتی گوشت می خاره انگشتـت حـال می کنه یا گوشت؟

تا حالا اینقدر قانــع نشده بودم !

 :>

+ نوشته شده توسط mehdi در یکشنبه 1392/01/25 و ساعت 21:46 |


+ نوشته شده توسط mehdi در شنبه 1392/01/24 و ساعت 22:36 |

سلام , کامپیوترم ایراد پیدا کرده


من : سلام , چه ایرادی ؟

دخــدره : وقتی رمز عبورم رو میزنم به صورت ستاره در میاد

من : خوب اون برای امنیته که خدایی نکرده وقتی تو اتاق کسی هست دزدی نکنه رمزتون رو

دخـــدره: درسته , اما وقتی هم تنهام به صورت ستاره نمایش میده

چرا امــریکا حملــه نمی کنه !! :|

+ نوشته شده توسط mehdi در شنبه 1392/01/10 و ساعت 0:26 |
قله فرخشاد - کرمانشاه -1392/1/5



+ نوشته شده توسط mehdi در چهارشنبه 1392/01/07 و ساعت 14:21 |

ﺯﻧﺒﻮﺭﺩﺍﺭ : ﮐﺴﻲ ﮐﻪ ﻫﻤﺴﺮ ﺑﻠـــﻮﻧﺪ ﺩﺍﺭﺩ
ﮐﺎﺷﻤـﺮﻱ : ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﻱ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ
ﮐﺎﺝ : ﻧﻤﺎﻳﻨﺪﮔﻲ ﺍﻧﺘﺸﺎﺭﺍﺕ ﮔـﺎﺝ ﺩﺭ ﺩﻭﺑﻲ
ﮊﻧﺘﻴـﮏ : ﮊﻧﻲ ﮐﻪ ﻋﺎﻣﻞ ﺍﺻﻠﻲ ﺗﻴﮏ ﺯﺩﻥ ﺩﺭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ
ﻭﺍﻳﻤﮑﺲ : ﺩﺭﻧﮓ ﭼﺮﺍ؟
ﺧـﺮﺍﺏ : ﻧﻮﻋﻲ ﻧﻮﺷﻴﺪﻧﻲ ﺣﺎﻭﻱ ﺗﮑﻪ ﻫﺎﻱ ﮐﻮﭼﮏ ﺧﺮ
ﮔﺸﺘـﺎﻭﺭ : ﻳﮏ ﺳﺮﻱ ﻫﻤﺴﺎﻳﻪ ﻧﺨﺎﻟﻪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭﻱ ﻣﻬﻤﺎﻧﻲﻫﺎﻱ
ﺷﺒـﺎﻧﻪ ﭘﻠـﻴﺲ ﺭﺍ ﺧﺒﺮ ﻣﻲ ﮐﻨﻨﺪ.
ﻗﺮﺗـﻲ : ﻧﻮﻋﻲ ﭼﺎﻱ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻗﺮ ﻭ ﺣﺮﮐﺎﺕ ﻣﻮﺯﻭﻥ ﺳﺮﻭ ﻣﻴﺸﻮﺩ
ﻣﺨﺘﻠﻒ : ﻣﺮﮒ ﻣﻐﺰﻱ
ﺟـﺪﻭﻝ : ﮐﺴﻲ ﮐﻪ ﻧﻴﺎﮐﺎﻧﺶ ﻋﻼﻑ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺭﺍ ﮔﻮﻳﻨﺪ
ﮐﺮﻩ ﺣﻴﻮﺍﻧﻲ : ﺑﻴﭽﺎﺭﻩ ﻧﺎﺷﻨﻮﺍﺳﺖ
ﮐﺘﻪ ﻣﺎﺳﺖ : ﺁﻥ ﮔﺮﺑﻪ ﻣﺎﻝ ﻣﺎﺳﺖ
ﻳﮏ ﮐـﻼﻍ ﭼﻬﻞ ﮐﻼﻍ : ﻧﺒﺮﺩﻱ ﻧﺎﺟﻮﺍﻧﻤﺮﺩﺍﻧﻪ ﺑﻴﻦ ﮐﻼﻍﻫﺎ
ﻭﺍﻧـﺖ : ﺍﻳﻨﺘﺮﻧﺖ ﺁﺯﺍﺩ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﻓﻴﻠﺘﺮ

ﻧﻴـﮑﻮﺗﻴﻦ : ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﻲ ﺧﻮﺵ ﺳﻴﺮﺕ ...


+ نوشته شده توسط mehdi در چهارشنبه 1392/01/07 و ساعت 13:45 |

+ نوشته شده توسط mehdi در یکشنبه 1392/01/04 و ساعت 21:52 |

سلامتی اون پسـرای فداکاری که بجای یه دختــر، با چندتا دختــر دوستمیشن تا دختــرای بیشتری رو از تنهایی در بیارن
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
واقعا چه آدمای فدا کاری هستيم مـا!
اصن اشــــــک تو چیشام جم شـد


+ نوشته شده توسط mehdi در یکشنبه 1392/01/04 و ساعت 0:2 |